الهی که شفا پیدا کنی تو
واسه دردات دوا پیدا کنی تو
تو این دنیا که بیوفایی رسم
رفیق با وفا پیدا کنی تو
عمرا تموم دنیا رو بگردی
مثه من عاشقی پیدا کنی تو
نرو افسانه ی من نا تمومه
بدون اگه بری کارم تمومه
به بهت گفتم بیا دنیای من باش
کنارت حتی مردن ارزومه
شنیدم تو دلت انگار میگفتی
که عاشقی کجاست وفا کدومه
میخوام به سردیه شبام بخندم
میخوام به پوچیه فردام بخندم
وقتی میبینمت با دیگرونی
تو اوج گریه هام میخوام بخندم
میخوام داد بزنم تنهای تنهام
میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
منم تو شهر غم زندونیه تو
غمو غصه ی دل ارزونی تو
نگو دوست دارم به یه غریبه
میشه اون مثه من زندونی تو
رسیده اون شبی که تو میخواستی
چه بد آخر مهمونی تو
رفیق من سنگ صبور غمها
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور خونه سرد رو سوت و کور
توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر که شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور خونه سرد رو سوت و کور
توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
خداحافظ همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاهام
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این
دنیا
خداحافظ خداحافظ…همین حالا…